۱۳۸۸ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

حياتي به حياتي ديگر ...

سطر ناقابل ارقام
ارتفاع سنج
به سرزمين موعود


۱۳۸۸ فروردین ۱۰, دوشنبه

حیاتی به حیاتی دیگر ...


جای تو سرم،
اثر مانده به روی تن

۱۳۸۸ فروردین ۹, یکشنبه

حیاتی به حیاتی دیگر ...

تنها 3 تکرار ِ جهان !
تا جهانی دگر ...

۱۳۸۸ فروردین ۸, شنبه

حیاتی به حیاتی دیگر ...

افق های سرزمین ِ روز
با خطی از نور
در انتهای سرزمین ِ خواب

۱۳۸۸ فروردین ۷, جمعه

حیاتی به حیاتی دیگر ...



از آن سوی کرانه های تاریک

باریکه ای سپید

نی ِ بامدادی می دمد

۱۳۸۸ فروردین ۶, پنجشنبه

حیاتی به حیاتی دیگر ...


عبور ِ او مرا
از سطح صاف ِ محدب ِ فریب
تا آنسوی دشتهای باز
سرزمین آب و درخت
تا آن 24

۱۳۸۸ فروردین ۵, چهارشنبه

حیاتی به حیاتی دیگر ...


زندان
گور ِ زندانبان

۱۳۸۸ فروردین ۴, سه‌شنبه

حیاتی به حیاتی دیگر ...


"چون کرگدن تنها سفر کن ! "

۱۳۸۸ فروردین ۳, دوشنبه

حیاتی به حیاتی دیگر ...


زمان زود می گذرد
اما ،
پس از گذشتنش !

۱۳۸۸ فروردین ۲, یکشنبه

حیاتی به حیاتی دیگر ...



بگذر ، بگذر ...
از راه ِ گذار از کرانه های اقیانوس !

حیاتی به حیاتی دیگر ...


خوره به جان این خوره ی جان !

۱۳۸۸ فروردین ۱, شنبه

حیاتی به حیاتی دیگر ...


کمتر از یک ماه ِ بهاری !

۱۳۸۷ اسفند ۲۹, پنجشنبه

حیاتی به حیاتی دیگر...


نوروز ،

امروز،

آخرین جشن نوروز را در ترکیه همراه دوستانم جشن می گیرم

به آرزوی

هر چیز نو

۱۳۸۷ اسفند ۲۸, چهارشنبه

حیاتی به حیاتی دیگر ...


فردا نوروز می رسد و برای من روز ِ نو در پس 32 نهفته است ...

حیاتی به حیاتی دیگر



تمام فعالیتها ، تمام نوشتن ها ، همه طرح ها باید بایستد اینجا! چون حیاتی به حیاتی دیگر می پیوندد
و آنگاه همه چیز از نو ...
اعداد معکوس نشانگرم هستند و انتظار مرا ادامه می دهد به رغم این همه سال که انتظار مرا از پا در می آورد و پایانم می داد .
پس ؛